به کجا باید پناه برد؟
وقتی دریا هم موج موهای تو را به رخ من میکشد...
خیلی دلم را شکستند، آنقدر که دیگر دردی ندارد
ولی من فقط نگران توام که در دلمی
اصلا او آمد که دل را ببرد
دلبرا، از تو به غیر از این نباشد انتظار
نه آنقدر دوری که دل بکنم
نه آنقدر نزدیکی که دل ببندم
جایی میان فاصله ها ایستاده ای
کورترین نقطه ی جهان من شاید تو باشی...
نمیدانم طعم بستنی های کودکیمان شیرین تر بودند یا روزگار هنوز کاممان را تلخ نکرده بود،
نمیدانم شب ها کوتاه تر بودند یا قلبمان دلتنگ کسی نبود.