شعر ها و نوشته های مارال ذیحق

کپی از مطالب وبلاگ درصورت ذکر نام نویسنده، نیاز به کسب اجازه ندارد .

شعر ها و نوشته های مارال ذیحق

کپی از مطالب وبلاگ درصورت ذکر نام نویسنده، نیاز به کسب اجازه ندارد .

شعر کوتاه

قهوه اش را تمام کرد

مردی که همیشه قهوه اش را تلخ میخورد

به فالی که در فنجان افتاده بود نگاه میکرد 

و رؤیایش را میبافت

به جای اینکه موهایش را ببافد... 

شعر کوتاه

خانه ام باش 

بعد از تو یک ویرانی ام به زیبایی هزار آبادی

شفایم بده 

برگشته ام از زندگی به سان زخمی از جنگ 

حق من باش 

همانند مرگ... 

شعر کوتاه

تقصیر من نبود 

تقصیر تو هم نبود 

عشق یک معجزه بود 

و ما در حقیقت دنبال آن میگشتیم. 

شعرکوتاه

و من هنوز در غمگین ترین لحظه های خودم با یاد تو لبخند میزنم و در تاریکترین نقطه ی شب با رویای تو آرام میشوم 

مرا ببخش که از هر راهی میروم باز به تو میرسم... 

شعر کوتاه

بهار آمده باز 

بی تو اما

باران از چشمهای من میبارد انگار