مهرت به دلم نشست
و پاییز شروع شد
وای از غم بی مهری تو
در دل پاییز
خاک گرم است اما او نباید بداند
به او نگویید که آغوش خاک امن است
او نباید بداند
نامش انار بود
زیبا دختر پاییزی
خندید و صورتش گل انداخت
دختر است دیگر
خنده به او می آید
آفتاب حوصله سر آمد
باران دلتنگی بند نیامد
اینجا پاییز غوغا میکند
فصل کوچ رسیده
و تو باز در خیالم پر میزنی؟