بهار آمده باز
بی تو اما
باران از چشمهای من میبارد انگار
کم مانده چشم هایت هم فراموشم کنند
اما این قلب هنوز با نگاه های تو می تپد
برکه ای کوچکم بی تو
به دریا شدن عادتم بده
بگذار غم در ما آرام گیرد...
صدای سکوت عشق هم زیباست
اما تو بخوان
حتی اگر ترانه ی کوچکی از عشق باشد
از تمام کسانم به من نزدیکتری
از تمام کسانت به تو نزدیکترم
زیباترین اندوه منی
زخمی ترین آهوی تو ام
گم میشوم در این تاریکی
از من فقط تو پیدایی
از من فقط تو میمانی...